imbibe

im·bibe/ɪmˈbaɪb/
im-into or towardsbibedrink (from Latin 'bibere')
verb (فعل)formalpast (گذشته): imbibedpast participle (مفعولی): imbibed-ing (حال): imbibing3rd (سوم): imbibes

فعل — نوشیدن

نوشیدنمستی گرفتن

نوشیدن، به‌ویژه نوشیدنی‌های الکلی.

To drink, especially alcohol.

«او چند لیوان شراب نوشید.»

He imbibed several glasses of wine.

«آنها به سرعت فرهنگ محلی را پذیرفتند.»

They imbibed the local culture quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drinkنوشیدن

معمولی. به طور کلی قابل جایگزینی هنگام اشاره به نوشیدن مایعات است.

Common. Interchangeable in general contexts when referring to consuming liquids.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000