immunise

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·mu·nise/ˈɪmjʊnaɪz/
imnot / inmunservice / duty-iseto make / to cause
1verb (فعل)commonpast (گذشته): immunisedpast participle (مفعولی): immunised-ing (حال): immunising3rd (سوم): immunises

فعل — ایمن کردن

ایمن کردنواکسینه کردن

یک فرد یا حیوان را در برابر بیماری محافظت کردن، به ویژه با واکسیناسیون.

To protect a person or animal from a disease, especially by vaccination.

«کودکان به طور معمول در برابر سرخک ایمن می‌شوند.»

Children are routinely immunised against measles.

«واکسن شما را در برابر عفونت‌های آتی ایمن خواهد کرد.»

The vaccine will immunise you from future infections.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vaccinateواکسن زدن

بسیار متداول. در زمینه پیشگیری از بیماری با استفاده از واکسن، مستقیماً با 'immunise' قابل تعویض است. 'دکتر به کودک واکسن زد' و 'دکتر کودک را ایمن کرد' در این بافت مترادف هستند.

Very common. Directly interchangeable with 'immunise' in the context of preventing disease using a vaccine. 'The doctor vaccinated the child' and 'The doctor immunised the child' are synonymous in this context.

protectمحافظت کردن

متداول. کلی‌تر از 'immunise'. در حالی که ایمن‌سازی محافظت می‌کند، 'protect' می‌تواند به هر شکل محافظت اشاره داشته باشد. 'پوشیدن کلاه ایمنی از سر شما محافظت می‌کند' درست است، 'پوشیدن کلاه ایمنی سر شما را ایمن می‌کند' نه.

Common. More general than 'immunise'. While immunisation protects, 'protect' can refer to any form of safeguarding. 'Wearing a helmet protects your head' works, 'Wearing a helmet immunises your head' does not.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): immunisedpast participle (مفعولی): immunised-ing (حال): immunising3rd (سوم): immunises

فعل — مصون کردن

مصون کردنمقاوم ساختن

چیزی را در برابر یک تأثیر یا مشکل خاص مقاوم کردن.

To make something resistant to a particular influence or problem.

«سیاست‌های جدید شرکت را در برابر چالش‌های قانونی آینده ایمن خواهد کرد.»

The new policies will immunise the company from future legal challenges.

«تربیت قوی‌اش او را در برابر تأثیرات بد مصون کرد.»

His strong upbringing immunised him against bad influences.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shieldسپر قرار دادن

متداول. به معنای ایجاد یک مانع فیزیکی یا مجازی در برابر آسیب یا تأثیر است. 'آنها شرکت را از خطر مالی محافظت کردند' درست است، 'آنها شرکت را در برابر خطر مالی ایمن کردند' نیز ممکن است اما کمتر رایج است.

Common. Implies providing a physical or metaphorical barrier against harm or influence. 'They shielded the company from financial risk' works, 'They immunised the company from financial risk' is also possible but less common.

inoculateتلقین کردن

رسمی/فنی. در حالی که اغلب برای ایمنی پزشکی به کار می‌رود، می‌تواند به صورت استعاری به معنای القای یک ایده یا اصل برای محافظت در برابر تأثیرات ناخواسته باشد. 'او به دانشجویانش در برابر تبلیغات تلقین کرد' درست است، 'او دانشجویانش را در برابر تبلیغات ایمن کرد' کمتر رایج است.

Formal/technical. While often used for medical immunity, it can also metaphorically mean to instill an idea or principle to protect against unwanted influences. 'He inoculated his students against propaganda' works, 'He immunised his students against propaganda' is less common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000