imperil
im·pe·ril/ɪmˈperɪl/
im-intoperildanger
verb (فعل)formalpast (گذشته): imperiledpast participle (مفعولی): imperiled-ing (حال): imperiling3rd (سوم): imperils
فعل — خطر انداختن
خطر انداختنبه مخاطره انداختن
قرار دادن در معرض خطر یا آسیب.
To put in danger or at risk of harm.
«آلودگی ممکن است جان موجودات دریایی را به خطر بیندازد.»
“Pollution may imperil marine life.”
«نادیده گرفتن قوانین ایمنی جان کارگران را به خطر میاندازد.»
“Ignoring safety rules imperils workers.”
تفاوت با واژههای مشابه
endanger— به خطر انداختن
رایج. معنای مشابه و اغلب قابل جایگزین.
Common. Similar meaning and often interchangeable.