impose restrictions

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·pose re·stric·tions/ɪmˈpoʊz rɪˈstrɪkʃənz/
phrase (عبارت)formal

عبارت — وضع محدودیت

وضع محدودیتاعمال ممنوعیت‌ها

به‌طور رسمی قوانینی وضع کردن که فعالیت یا دسترسی را محدود می‌کند.

To officially introduce rules that limit an activity or access.

«شهرداری برای پارک کردن محدودیت وضع کرد.»

The city imposed restrictions on parking.

«مقام‌ها هنگام طوفان محدودیت‌هایی اعمال کردند.»

Officials imposed restrictions during the storm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000