in for it
/ɪn fɔr ɪt/
phrase (عبارت)informal
عبارت — در دردسر افتادن
در دردسر افتادنکارش تمام بودن
در آستانهٔ دردسر، انتقاد یا تنبیه قرار داشتن.
about to experience trouble, criticism, or punishment.
«وقتی بابا به خانه برسد، به دردسر میافتی.»
“You are in for it when Dad gets home.”
«او میدانست بعد از شکستن گلدان به دردسر میافتد.»
“He knew he was in for it after breaking the vase.”