in harness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in har·ness/ɪn ˈhɑrnəs/
phrase (عبارت)formal

عبارت — سر کار

سر کارمشغول کار

مشغول کار و انجام دادن وظیفهٔ همیشگی بودن.

Working actively, especially in one's usual occupation.

«او از سپیده‌دم مشغول کار بوده است.»

She has been in harness since dawn.

«او به کار برگشت و زود دوباره مشغول شد.»

He returned to work and was soon in harness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000