in kind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn kaɪnd/
1phrase (عبارت)formal

عبارت — به همان ترتیب

به همان ترتیبمتقابلاً

با همان نوع رفتار یا واکنشی که از دیگری دریافت شده است.

With the same kind of action or response as was received.

«او لبخند زد و او هم متقابلاً لبخند زد.»

She smiled, and he smiled in kind.

«آن‌ها به حمله با همان شیوه پاسخ دادند.»

They answered the attack in kind.

2phrase (عبارت)formal

عبارت — غیرنقدی

غیرنقدیبه‌صورت کالا یا خدمت

با کالا یا خدمت، نه با پرداخت پول.

In goods or services rather than money.

«کشاورز دستمزد کارگر را با کالا پرداخت کرد.»

The farmer paid the worker in kind.

«کمک‌های غیرنقدی پذیرفته می‌شوند.»

Donations in kind are welcome.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000