in the way

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɪn ðə weɪ/
1phrase (عبارت)common

عبارت — سر راه بودن

سر راه بودنمانع بودن

در جایی قرار داشتن که مانع حرکت یا پیشرفت شود.

positioned so as to block movement or progress

«دوچرخه‌ات سر راه است.»

Your bike is in the way.

«جعبه‌ها را جابه‌جا کن؛ مزاحم‌اند.»

Move the boxes; they are in the way.

2phrase (عبارت)common

عبارت — دست‌وپاگیر بودن

دست‌وپاگیر بودنمزاحم بودن

مزاحم انجام کار یا اجرای برنامهٔ کسی شدن.

interfering with someone's actions or plans

«نمی‌خواهم دست‌وپاگیر باشم.»

I don't want to get in the way.

«ترس مانع رسیدن او به هدف‌هایش شد.»

Fear got in the way of her goals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000