inbreeding

in·breed·ing/ɪnˈbriːdɪŋ/
in-withinbreedto reproduce-ingaction or process
noun (اسم)technical

اسم — جفت‌گیری داخل‌خویشاوندی

جفت‌گیری داخل‌خویشاوندیازدواج خویشاوندی

جفت‌گیری بین بستگان نزدیک که باعث کاهش تنوع ژنتیکی می‌شود.

Breeding between close relatives causing reduced genetic diversity.

«ازدواج خویشاوندی می‌تواند باعث بیماری‌های ژنتیکی شود.»

Inbreeding can lead to genetic disorders.

«کشاورزان برای حفظ سلامتی دام‌ها از جفت‌گیری داخل‌خویشاوندی اجتناب می‌کنند.»

Farmers avoid inbreeding to maintain healthy stock.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000