incorruption

in·cor·rup·tion/ɪnkəmˈrʌpʃən/
in-notcorruptionmoral decay or decay
noun (اسم)formal

اسم — پاکی

پاکیدور از فسادعدم فساد

حالت یا کیفیت غیر فاسد، پاک و سالم بودن؛ نبود فساد یا تباهی.

The state or quality of being free from decay, corruption, or moral degradation.

«عدم فساد باقی‌ماندن یادگار مقدس معجزه‌ای شمرده می‌شد.»

The incorruption of the relic was considered a miracle.

«او زندگی پاک و صادقی داشت.»

He lived a life of incorruption and honesty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
purityپاکی

متداول. معنای مشابه با تأکید بر پاک بودن یا عاری از خطای اخلاقی.

Common. Similar meaning, emphasizing cleanness or freedom from moral fault.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000