inky

in·ky/ˈɪŋ.ki/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): inkiersuperlative (عالی): inkiest

صفت — جوهرمانند

جوهرمانندسیاهتیره

دارای رنگ یا ظاهر شبیه به جوهر؛ بسیار تیره یا سیاه‌رنگ.

Having the appearance or color of ink; very dark or blackish.

«آسمان شب جوهری پر از ستاره بود.»

The inky night sky was full of stars.

«او جوهر سیاه را روی کاغذ ریخت.»

She spilled inky ink on the paper.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blackسیاه

بسیار متداول؛ inky به معنی تیره است اما اغلب ظاهری مرطوب یا براق مانند جوهر دارد.

Very common; 'inky' suggests dark but sometimes with a shiny or wet look like ink.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000