insatiably

in·sa·tia·bly/ɪnˈseɪʃəbli/
in-notsatiableable to be satisfied-lyin the manner of
adverb (قید)formal

قید — به طور سیری‌ناپذیر

به طور سیری‌ناپذیربا حرص زیاد

به گونه‌ای که قابل ارضا یا برآورده شدن نباشد؛ با حرص و پایان‌ناپذیر.

In a way that cannot be satisfied or fulfilled; greedily or endlessly.

«او منابع را به طور سیری‌ناپذیر و بدون توجه به محدودیت‌ها مصرف کرد.»

He consumed resources insatiably, ignoring limits.

«کودک به طور سیری‌ناپذیری درخواست توجه داشت.»

The child asked insatiably for attention.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000