intercut

in·ter·cut/ˌɪntərˈkʌt/
inter-between or amongcutto divide or make an incision
verb (فعل)technicalpast (گذشته): intercutpast participle (مفعولی): intercut-ing (حال): intercutting3rd (سوم): intercuts

فعل — متناوب برش دادن

متناوب برش دادنمتناوب نمایش دادن در فیلم

فیلم یا ویدیو را با تغییر میان صحنه‌ها یا اقدامات ویرایش کردن.

To edit film or video by alternating scenes or actions.

«کارگردان صحنه‌های دو رویداد را متناوب نمایش داد.»

The director intercut scenes of two events.

«آنها نماها را برای ایجاد تنش متناوب برش دادند.»

They intercut shots to build tension.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000