internship

in·tern·ship/ˈɪntɜːrnˌʃɪp/
noun (اسم)commonplural (جمع): internships

اسم — دوره کارآموزی

دوره کارآموزیکارآموزی

شغل موقتی برای کسب تجربه کاری، به‌ویژه برای دانشجویان یا فارغ‌التحصیلان تازه

A temporary position to gain work experience, especially for students or recent graduates

«او در یک شرکت حقوقی کارآموزی کرد.»

She completed an internship at a law firm.

«کارآموزی به دانشجویان کمک می‌کند مهارت‌های واقعی کسب کنند.»

Internships help students gain real-world skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
apprenticeshipکارورزی

رسمی. معمولاً به یادگیری یک حرفه از طریق تمرین عملی اشاره دارد.

Formal. Often refers to learning a trade through hands-on experience.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000