interplanetary

in·ter·plan·e·tary/ˌɪntərˈplænɪˌtɛri/
inter-between / amongplanetcelestial body-aryrelated to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more interplanetarysuperlative (عالی): most interplanetary

صفت — بین سیاره‌ای

بین سیاره‌ایمیان سیاره‌ای

مربوط به فضا یا موقعیتی که بین سیارات قرار دارد.

Relating to or situated between planets.

«ناسا در حال برنامه‌ریزی یک مأموریت جدید بین سیاره‌ای است.»

NASA is planning a new interplanetary mission.

«غبار میان سیاره‌ای را می‌توان در سراسر منظومه شمسی ما یافت.»

Interplanetary dust can be found throughout our solar system.

تفاوت با واژه‌های مشابه
celestialآسمانی

رسمی/ادبی. به آسمان یا فضای بیرونی به طور کلی اشاره دارد. 'Interplanetary' مشخص‌تر است و به فضای *بین* سیارات اشاره دارد. 'اجرام آسمانی' به ستارگان، سیارات، ماه‌ها اشاره دارد، در حالی که 'سفر بین سیاره‌ای' به طور خاص به سفر بین سیارات معنی می‌دهد.

Formal/literary. Refers to the sky or outer space in general. 'Interplanetary' is more specific, referring to the space *between* planets. 'Celestial bodies' refers to stars, planets, moons, while 'interplanetary travel' specifically means travel between planets.

cosmicکیهانی

رسمی/ادبی. به کل جهان یا کیهان اشاره دارد. 'کیهانی' بسیار گسترده‌تر از 'بین سیاره‌ای' است. 'غبار کیهانی' ممکن است در هر کجای جهان وجود داشته باشد، اما 'غبار بین سیاره‌ای' به طور خاص بین سیارات است.

Formal/literary. Refers to the entire universe or cosmos. 'Cosmic' is much broader than 'interplanetary'. 'Cosmic dust' might exist anywhere in the universe, but 'interplanetary dust' is specifically between planets.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000