در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
واقع شده یا رخ داده بین کاسه چشمها (اُبیتها)
Situated or occurring between the eye sockets (orbits)
«فاصله بینچشمی در اندازهگیری چهره مهم است.»
“The interorbital distance is important in facial measurement.”
«صدمات ناحیه بینچشمی را تحت تأثیر قرار دادند.»
“Injuries affected the interorbital region.”