into

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·to/ˈɪntuː/
1preposition (حرف اضافه)common

حرف اضافه — به داخل

به داخلدرون

بیان حرکت یا جهت به نقطه‌ای در داخل یا به فضای داخلی چیزی.

Expressing movement or direction to a point within or to the interior of.

«او وارد اتاق شد.»

He walked into the room.

«آب را داخل لیوان بریزید.»

Pour the water into the glass.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inدر. رایج. 'در' می‌تواند مکان را توصیف کند، در حالی که 'به داخل' حرکت به سوی آن را توصیف می‌کند. 'او در خانه است' در مقابل 'او به داخل خانه رفت'. 'به داخل' بر ورود تاکید می‌کند.
withinدرون. رسمی. 'درون' به معنای محصوریت یا محدودیت است و اغلب به مرز اشاره دارد. آن عمدتاً حرکت را مانند 'به داخل' منتقل نمی‌کند. 'او در چهارچوب قوانین ماند' در مقابل 'او به داخل اتاق رفت'.
2preposition (حرف اضافه)common

حرف اضافه — به

بهتبدیل به

بیان کننده تغییر حالت یا تبدیل.

Expressing a change of state or conversion.

«کرم ابریشم به پروانه تبدیل شد.»

The caterpillar changed into a butterfly.

«متن را به فارسی ترجمه کنید.»

Translate the text into Persian.

تفاوت با واژه‌های مشابه
toبه. رایج. 'به' می‌تواند نتیجه یا مقصد را نشان دهد، شبیه 'به داخل' در تغییر شکل. 'Break into pieces' شبیه 'break to pieces' است. 'Into' اغلب به یک دگرگونی کامل‌تر یا اساسی‌تر اشاره دارد.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000