intravenous

in·tra·ve·nous/ˌɪntrəˈviːnəs/
intra-withinvenousvein
adjective (صفت)technical

صفت — داخل وریدی

داخل وریدی

مربوط به درون رگ، به‌ویژه برای تزریق دارو یا مایعات.

Related to or occurring within a vein, especially for injecting medicine or fluids.

«بیمار مایعات داخل وریدی دریافت کرد.»

The patient received intravenous fluids.

«تزریق‌های داخل وریدی در بیمارستان‌ها رایج هستند.»

Intravenous injections are common in hospitals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000