inverter

in·vert·er/ɪnˈvɜːrtər/
in-into / onvertturn-eragent / doer
1noun (اسم)technicalplural (جمع): inverters

اسم — اینورتر

اینورترمبدل جریان

یک دستگاه الکترونیکی که جریان مستقیم (DC) را به جریان متناوب (AC) تبدیل می‌کند.

An electronic device that changes direct current (DC) to alternating current (AC).

«او برای سیستم برق خورشیدی خود یک اینورتر خرید.»

He bought an inverter for his solar power system.

«اینورتر برق باتری را به برق قابل استفاده تبدیل می‌کند.»

The inverter converts battery power to usable electricity.

2noun (اسم)formalplural (جمع): inverters

اسم — وارونه‌کننده

وارونه‌کنندهبرگرداننده

فرد یا چیزی که چیزی را وارونه می‌کند.

A person or thing that inverts something.

«این دستگاه به عنوان وارونه‌کننده تصویر عمل می‌کند.»

The machine acts as an inverter of the image.

«او وارونه‌کننده ایده‌های سنتی بود.»

He was an inverter of traditional ideas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000