در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مخلوط یا فرآوری شده با ید، معمولاً برای افزودن مواد مغذی یا ضدعفونی کردن.
Treated with iodine, especially for health benefits (e.g., salt).
«بسیاری از کشورها برای جلوگیری از کمبود ید، آن را به نمک اضافه میکنند و نمک یددار تولید میکنند.»
“Many countries add iodine to salt to prevent deficiencies, creating iodized salt.”
«روغن یددار گاهی به عنوان ماده کنتراست در تصویربرداری پزشکی استفاده میشود.»
“Iodized oil is sometimes used as a contrast agent in medical imaging.”
با ید فرآوری شده یا آغشته شده.
(Past participle of iodize) Treated or impregnated with iodine.
«آب برای کشتن باکتریها یدیزه شده بود.»
“The water was iodized to kill bacteria.”
«نمک در بسیاری از کشورها از دهه ۱۹۲۰ یددار شده است.»
“Salt has been iodized in many countries since the 1920s.”