adverb (قید)common
قید — به درون
به درونسمت داخل
به سمت داخل یا مرکز.
Towards the inside or center.
«برای باز کردن، درب را به داخل بچرخانید.»
“Turn the door inwards to open it.”
«گلها به طور طبیعی به سمت داخل خم میشوند.»
“The flowers bend inwards naturally.”
تفاوت با واژههای مشابه
inside— داخل
متداول. نشاندهنده جهت یا موقعیت در سمت درونی.
Common. Denotes direction or position on the inner side.