در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به عراق یا مردم، زبان یا فرهنگ آن.
Relating to Iraq or its people, language, or culture.
«آشپزی عراقی به خورشتهای لذیذش معروف است.»
“Iraqi cuisine is known for its delicious stews.”
«دولت عراق اقدامات جدیدی اتخاذ کرده است.»
“The Iraqi government has taken new measures.”
فرد بومی یا ساکن عراق، یا شخصی با تبار عراقی.
A native or inhabitant of Iraq, or a person of Iraqi descent.
«بسیاری از عراقیها در خارج از کشور زندگی میکنند.»
“Many Iraqis live abroad.”
«او در سفرهایش با یک عراقی ملاقات کرد.»
“He met an Iraqi on his travels.”