در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فرایند تابش دادن به چیزی با اشعه
The process of exposing something to radiation
«پرتو دادن به غذا باعث از بین رفتن باکتریهای مضر میشود.»
“Irradiation of food kills harmful bacteria.”
«بیمار تحت درمان پرتودرمانی قرار گرفت.»
“The patient underwent irradiation therapy.”
معمولی. وقتی معنای کلی مواجهه با اشعه دارد جایگزین irradiation است.
Common. Can replace irradiation when meaning being exposed to radiation generally.