adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more isolatedsuperlative (عالی): most isolated
صفت — منزوی
منزویتنها
از دیگران جدا شده؛ تنها یا دورافتاده.
Separated from others; alone or remote.
«روستا خیلی دور از شهرها است.»
“The village is very isolated from cities.”
«بعد از مهاجرت احساس تنهایی میکرد.»
“She felt isolated after moving.”
تفاوت با واژههای مشابه
remote— دورافتاده
رایج. به مکانهای دور اشاره دارد، در زمینه مکان قابل جایگزینی است.
Common. Refers to places far away, interchangeable in location contexts.