jack

/dʒæk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): jacks

اسم — جک

جک

وسیله‌ای مکانیکی که برای بلند کردن اجسام سنگین، خصوصاً وسایل نقلیه، استفاده می‌شود.

A mechanical device used for lifting heavy objects, especially vehicles.

«او برای بلند کردن ماشین از یک جک هیدرولیک استفاده کرد.»

He used a hydraulic jack to lift the car.

«قبل از اینکه زیر ماشین بروید، مطمئن شوید که جک ثابت است.»

Make sure the jack is stable before you get under the vehicle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hoistبالابر

فنی/رسمی. اغلب به سیستمی پیچیده‌تر از یک جک ساده، معمولاً با استفاده از طناب یا زنجیر، برای بلند کردن بارهای بسیار سنگین‌تر به صورت عمودی اشاره دارد. مثال: «جک ماشین» در مقابل «بالابر ساختمانی».

Technical/formal. Often refers to a more elaborate system than a simple jack, typically using ropes or chains, used for lifting much heavier loads vertically. 'A car jack' versus 'a construction hoist'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): jacks

اسم — سرباز

سربازپیک

کارتی در ورق بازی که تصویر یک مرد جوان را دارد و بین ده و بی‌بی قرار می‌گیرد.

A playing card bearing the figure of a young man, ranking between the ten and the queen.

«او سرباز پیک را کشید.»

He drew the jack of spades.

«سرباز اغلب می‌تواند کارت مهمی در پوکر باشد.»

A jack can often be a crucial card in poker.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): jackedpast participle (مفعولی): jacked-ing (حال): jacking3rd (سوم): jacks

فعل — با جک بلند کردن

با جک بلند کردن

بلند کردن (چیزی، خصوصاً وسیله نقلیه) با استفاده از جک.

To lift (something, especially a vehicle) with a jack.

«برای تعویض لاستیک باید ماشین را با جک بالا ببرید.»

You need to jack up the car to change the tire.

«او سریع ماشین را با جک بالا برد تا ترمزها را چک کند.»

He quickly jacked the vehicle up to check the brakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
liftبلند کردن

روزمره. «بلند کردن» یک اصطلاح کلی برای جابجایی چیزی به موقعیت بالاتر است، اغلب با نیروی دستی یا هر وسیله مکانیکی. «جک کردن» به طور خاص به استفاده از دستگاه جک اشاره دارد. می‌توانید جعبه را بلند کنید، اما ماشین را با جک بالا می‌برید.

Everyday. 'Lift' is a general term for moving something to a higher position, often with manual force or any mechanical aid. 'Jack' specifically implies using a jack device. You can lift a box, but you jack up a car.

متضادها
4noun (اسم)technicalplural (جمع): jacks

اسم — جک (در بازی بولز)

جک (در بازی بولز)

توپ کوچک و متراکمی که در بازی‌هایی مانند بولز یا بوچی استفاده می‌شود و بازیکنان سعی می‌کنند توپ‌های خود را تا حد امکان به آن نزدیک کنند.

A small, dense ball used in bowls or bocce, which players try to get their bowls closest to.

«هدف بازی این است که توپ‌های خود را به نزدیکترین فاصله از جک برسانید.»

The aim of the game is to get your bowls closest to the jack.

«او یک پرتاب عالی انجام داد و توپش را درست کنار جک فرود آورد.»

He delivered a perfect shot, landing his bowl right next to the jack.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kittyکیتي

فنی/عام. اصطلاحی غیررسمی که به طور خاص برای جک در بازی بولز استفاده می‌شود. در آن زمینه خاص قابل تعویض است.

Technical/slang. An informal term specifically used for the jack in the game of bowls. Interchangeable in that specific context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000