jabbed

/dʒæbd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): jabbedpast participle (مفعولی): jabbed-ing (حال): jabbing3rd (سوم): jabs

فعل — فرو بردن ناگهانی

فرو بردن ناگهانیسریع فرو کردن

به صورت ناگهانی و سریع فرو بردن یا فرو کردن چیزی.

Thrust or poked suddenly and sharply.

«او سوزن را به سرعت وارد بازو کرد.»

He jabbed the needle into the arm.

«او برای جلب توجه، با انگشت به او ضربه زد.»

She jabbed him with a finger to get his attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pokeفرو بردن

رایج و غیررسمی، اغلب به جای jab برای اشاره به فرو کردن سریع استفاده می‌شود.

Common and informal, often interchangeable with jab when meaning a quick prod.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000