jagged

/ˈdʒæɡɪd/
jaga sharp projecting part-gedadjective form
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): jaggedersuperlative (عالی): jaggedest

صفت — دندانه‌دار

دندانه‌دارناهموارتیز

دارای لبه‌ها یا سطحی ناهموار، تیز و زبر.

Having a rough, sharp, and uneven edge or surface.

«لبه صخره دندانه‌دار بود.»

The cliff had a jagged edge.

«او روی سنگ‌های ناهموار زمین خورد.»

She tripped on the jagged rocks.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000