jangle

jan·gle/ˈdʒæŋ.ɡəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): jangledpast participle (مفعولی): jangled-ing (حال): jangling3rd (سوم): jangles

فعل — زنگ زدن

زنگ زدنصدای زنگ زدن

ایجاد صدایی بلند و زنگ‌دار مانند برخورد فلزات به هم.

To make a harsh, ringing noise, like metal objects striking each other.

«کلیدها در جیب او زنگ زدند.»

The keys jangled in his pocket.

«سکه‌ها هنگام راه رفتن صدای جیرجیر دادند.»

Coins jangled as she walked.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clatterصدای بلند برخورد

عامیانه. به صدای بلند و تلپ‌تلپ مانند jangle اشاره دارد.

Informal. Refers to a noisy rattling sound, similar to jangle.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000