jams

/dʒæmz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): jams

اسم — مربا

مربا

مربا یا میوه‌های شیرینی که روی نان مالیده می‌شود.

Sweet fruit preserves spread on bread.

«او برای صبحانه مربای توت‌فرنگی خرید.»

She bought strawberry jam for breakfast.

«مرباها روی تست محبوب هستند.»

Jams are popular on toast.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preservesمربا

رایج. واژه کلی برای انواع مربا که شامل jam و jelly می‌شود.

Common. General term for fruit spread; can refer to jams and jellies.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): jammedpast participle (مفعولی): jammed-ing (حال): jamming3rd (سوم): jams

فعل — گیر کردن

گیر کردنمسدود شدن

باعث گیر کردن یا مسدود شدن چیزی شدن.

Causes something to get stuck or blocked.

«پرینتر اغلب دچار گیر کردن می‌شود.»

The printer jams frequently.

«او کشو را به زور بست.»

She jammed the drawer shut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blockمسدود کردن

رایج. توقف حرکت؛ اغلب با jam قابل تعویض است.

Common. To stop movement; often interchangeable with jam.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000