jib

/dʒɪb/
1noun (اسم)formalplural (جمع): jibs

اسم — بادبان مثلثی

بادبان مثلثی

یک بادبان مثلثی که در جلوی دکل جلو روی کشتی نصب می‌شود.

A triangular sail set ahead of the foremast on a sailing vessel.

«بادبان مثلثی قایق در باد در حال تکان خوردن بود.»

The boat's jib was fluttering in the wind.

«بادبان مثلثی را تنظیم کرد تا باد بیشتری بگیرد.»

He adjusted the jib to catch more wind.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): jibbedpast participle (مفعولی): jibbed-ing (حال): jibbing3rd (سوم): jibs

فعل — تردید کردن

تردید کردنامتناع کردن

در انجام کاری تردید کردن یا خودداری نشان دادن.

To hesitate or be reluctant to do something.

«او در امضای قرارداد تردید کرد.»

He jibbed at signing the contract.

«به وعده‌های خود تردید نکن.»

Don't jib on your promises.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hesitateتردید کردن

روزمره. در مواقع تردید یا مکث قابل جایگزینی است.

Everyday. Interchangeable in contexts of pausing or reluctance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000