jiggering

jig·ger·ing/ˈdʒɪɡərɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): jiggeredpast participle (مفعولی): jiggered-ing (حال): jiggering3rd (سوم): jiggers

فعل — تنظیم کردن

تنظیم کردنکار کردن با دستگاهدستکاری کردن

عمل تنظیم یا کار با دستگاه اندازه‌گیری یا ابزاری مکانیکی؛ همچنین به صورت غیررسمی به معنای دستکاری یا تغییر دادن.

The act of adjusting or operating a jigger, a measuring device, or a mechanical tool; also, informal use meaning tampering or manipulating.

«او بعد از ظهر را صرف تنظیم دستگاه برای دقیق‌تر شدن کرد.»

He spent the afternoon jiggering the machine to improve accuracy.

«برخی افراد سیستم را برای بهره غیرمنصفانه دستکاری می‌کردند.»

Some people were jiggering the system for unfair advantage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adjustingتنظیم کردن

روزمره. معمول برای تنظیم و بهینه‌سازی دستگاه‌ها، در زمینه‌های فنی قابل جایگزینی.

Everyday. Common for setting or fine-tuning equipment, interchangeable in technical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000