jibber

jib·ber/ˈdʒɪb.ər/
verb (فعل)informalpast (گذشته): jibberedpast participle (مفعولی): jibbered-ing (حال): jibbering3rd (سوم): jibbers

فعل — ایراد صحبت نامفهوم

ایراد صحبت نامفهومپرحرفی کردن

با سرعت و نامفهوم صحبت کردن؛ با هیجان یا اضطراب پرحرفی کردن.

To talk rapidly and indistinctly; to chatter nervously or excitedly.

«قبل از ارائه مضطربانه و نامفهوم صحبت کرد.»

She jibbered nervously before the presentation.

«او بی‌مورد و نامفهوم صحبت می‌کرد.»

He jibbered on about nothing important.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jabberچرب‌زبانی کردن

غیررسمی. معنی بسیار مشابه، صحبت سریع و نامفهوم.

Informal. Very similar meaning, denotes rapid and unclear speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000