judgemental

judg·ment·al/ˌdʒʌdʒˈmɛntəl/
judgementthe act of judging-alrelated to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more judgementalsuperlative (عالی): most judgemental

صفت — قضاوت‌گر

قضاوت‌گرمنتقد

داشتن یا نشان دادن دیدگاهی بیش از حد انتقادی.

Having or displaying an excessively critical point of view.

«او درباره انتخاب‌های دیگران خیلی قضاوت‌گر است.»

He is very judgemental about other people's choices.

«سعی کن خیلی قضاوت‌گر نباشی.»

Try not to be so judgemental.

تفاوت با واژه‌های مشابه
criticalانتقادی

رایج است؛ معنی مشابه دارد ولی غالباً قضاوت‌گر به معنای انتقاد ناعادلانه است.

Common. Similar meaning but judgemental often implies unfair criticism.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000