jumbo

jum·bo/ˈdʒʌm.boʊ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): jumbosersuperlative (عالی): jumbosest

صفت — بزرگ

بزرگعظیم

بسیار بزرگ، بزرگ‌تر از معمول.

Very large, bigger than usual.

«آنها برای مهمانی یک پیتزای بزرگ سفارش دادند.»

They ordered a jumbo pizza for the party.

«جت غول‌پیکر به نرمی پرواز کرد.»

The jumbo jet took off smoothly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
giantغول‌پیکر

رایج. برای چیزهای خیلی بزرگ به کار می‌رود، مشابه jumbo ولی معمولاً مقیاس یا بزرگی چشمگیرتر.

Common. Used for very large objects, similar in emphasizing size but often implies great scale or impressiveness.

hugeبسیار بزرگ

روزمره. به راحتی وقتی به اندازه بزرگ اشاره می‌شود جایگزین می‌شود.

Everyday. Easily interchangeable when expressing large size.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000