در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک روستا یا مجموعهای از خانهها، به ویژه در مالزی و اندونزی.
A village or a cluster of houses, especially in Malaysia and Indonesia.
«کامپونگ نزدیک رودخانه ساخته شده بود.»
“The kampong was built near the river.”
«زندگی در کامپونگ ساده و آرام است.»
“Life in the kampong is simple and peaceful.”
روزمره. این یک اصطلاح کلی برای یک جامعه کوچک است، و در مفهوم یک سکونتگاه کوچک با 'کامپونگ' قابل تعویض است، اما 'کامپونگ' به طور خاص زمینه آسیای جنوب شرقی را تداعی میکند. 'او در یک کامپونگ در مالزی زندگی میکند' درست است، اما 'آنها در یک کامپونگ اروپایی زندگی میکنند' غلط است.
Everyday. This is a general term for a small community, interchangeable with 'kampong' when referring to the basic concept of a small settlement, but 'kampong' specifically implies Southeast Asian context. 'He lives in a kampong in Malaysia' works, 'They live in a European kampong' doesn't.