village

vil·lage/ˈvɪlɪdʒ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): villages

اسم — روستا

روستادهکده

مجموعه‌ای از خانه‌ها و ساختمان‌های مرتبط، بزرگ‌تر از دهکده کوچک و کوچک‌تر از شهر، که در یک منطقه روستایی قرار دارد.

A group of houses and associated buildings, larger than a hamlet and smaller than a town, situated in a rural area.

«کلیسای قدیمی روستا زیباست.»

The old village church is beautiful.

«زندگی در روستا آرام و بی‌سروصداست.»

Life in the village is peaceful and quiet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hamletدهکده کوچک

رایج. یک سکونتگاه بسیار کوچک، حتی کوچک‌تر از روستا، اغلب بدون کلیسا. همیشه قابل تعویض نیست زیرا 'hamlet' معمولاً کوچک‌تر است. مثال: 'او در یک دهکده کوچک آرام زندگی می‌کند.' در مقابل 'روستا جمعیتی ۵۰۰ نفری دارد.'

Common. A very small settlement, even smaller than a village, often without a church. Not always interchangeable as 'hamlet' is typically smaller. Example: 'He lives in a quiet hamlet.' vs. 'The village has a population of 500.'

townشهر

رایج. یک منطقه پرجمعیت بزرگ‌تر از روستا اما کوچک‌تر از شهر، با نوعی حکومت محلی. فقط زمانی که به یک مرکز شهری کوچک اشاره دارد، قابل تعویض است. مثال: 'او در یک شهر کوچک بزرگ شد.' در مقابل 'روستا برای خدمات به شهر نزدیک متکی است.'

Common. A populated area larger than a village but smaller than a city, with some local governance. Interchangeable only when referring to a small urban center. Example: 'She grew up in a small town.' vs. 'The village relies on the nearby town for services.'

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more villagesuperlative (عالی): most village

صفت — روستایی

روستاییدهاتی

مربوط به روستا یا ویژگی‌های آن.

Relating to or characteristic of a village.

«آنها آخر هفته گذشته یک جشنواره روستایی برگزار کردند.»

They held a village festival last weekend.

«او فضای روستایی را به زندگی شهری ترجیح می‌دهد.»

She prefers the village atmosphere to city life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruralروستایی

رایج. به حومه شهر اشاره دارد تا شهر. زمانی که ویژگی مکانی را توصیف می‌کند، قابل تعویض است. مثال: 'او از سبک زندگی روستایی لذت می‌برد.' در مقابل 'او در منطقه روستایی زندگی می‌کند.'

Common. Refers to the countryside rather than a town or city. Interchangeable when describing the character of a place. Example: 'He enjoys the rural lifestyle.' vs. 'She lives in a village area.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000