در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
غذایی از بلغور گندم سیاه بوداده یا پخته شده که در اروپای شرقی رایج است.
Roasted or boiled buckwheat groats commonly eaten in Eastern Europe.
«او برای شام کاشا پخت.»
“She cooked kasha for dinner.”
«کاشا غذای سنتی روسیه است.»
“Kasha is a traditional Russian dish.”