keep someone company

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

keep some·one com·pa·ny/kip ˈsʌmwʌn ˈkʌmpəni/
phrase (عبارت)common

عبارت — همدم کسی بودن

همدم کسی بودنکنار کسی ماندن

کنار کسی ماندن تا احساس تنهایی نکند.

To stay with someone so that they are not alone.

«ماندم تا مادربزرگم تنها نباشد.»

I stayed to keep my grandmother company.

«سگ شب‌ها همدم اوست.»

The dog keeps him company at night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000