kick into touch

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kick in·to touch/kɪk ˈɪntu tʌtʃ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کنار گذاشتن

کنار گذاشتنحذف کردن

یک فکر، شخص یا برنامه را قاطعانه کنار گذاشتن.

To get rid of an idea, person, or plan decisively.

«کمیته آن پیشنهاد را قاطعانه کنار گذاشت.»

The committee kicked the proposal into touch.

«آن‌ها سیستم قدیمی را حذف کردند.»

They kicked the old system into touch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000