kick out
/kɪk aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — بیرون کردن
بیرون کردناخراج کردن
کسی را مجبور کردن که از جایی، گروهی یا سازمانی برود.
To force someone to leave a place, group, or organization.
«باشگاه او را بهخاطر دعوا بیرون کرد.»
“The club kicked him out for fighting.”
«بعد از ساعت تعطیلی ما را بیرون کردند.»
“They kicked us out after closing time.”