kimbo

kim·bo/ˈkɪmboʊ/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more kimbosuperlative (عالی): most kimbo

صفت — دست‌به‌کمر

دست‌به‌کمرپاها به پهلو باز

با دست‌ها یا پاها خمیده و دست‌ها یا پاها روی باسن، یا با اندام‌های آکیمبو.

With arms or legs bent and hands or feet on the hips, or with limbs akimbo.

«او دست به کمر ایستاده بود و به بی‌نظمی اخم می‌کرد.»

She stood with arms akimbo, frowning at the mess.

«پیرزن اغلب دست به کمر می‌ایستاد و بازی بچه‌ها را تماشا می‌کرد.»

The old woman often stood kimbo, watching the children play.

تفاوت با واژه‌های مشابه
akimboدست‌به‌کمر

روزمره. 'Akimbo' اصطلاح رایج‌تر و معمولاً ترجیح داده شده برای این حالت بدن است. 'Kimbo' یک نوع قدیمی‌تر یا کمتر رایج است. از نظر معنایی قابل تعویض هستند، اما 'akimbo' برای اکثر بومی‌زبانان طبیعی‌تر به نظر می‌رسد. برای پذیرش و شناخت گسترده‌تر از 'akimbo' استفاده کنید.

Everyday. 'Akimbo' is the more common and generally preferred term for this posture. 'Kimbo' is an older or less common variant. They are interchangeable in meaning, but 'akimbo' sounds more natural to most native speakers. Use 'akimbo' for broader appeal and recognition.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000