در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به تقدیر یا سرنوشت؛ تعیین شده توسط سرنوشت.
Relating to fate or destiny; predetermined by fate.
«دیدارشان کاملاً تقدیری به نظر میرسید.»
“Their meeting seemed purely kismetic.”
«او به ارتباطات تقدیری بین مردم اعتقاد دارد.»
“She believes in kismetic connections between people.”
رسمی. به دلیل تقدیر دارای اهمیت، معمولاً جدی یا مهم.
Formal. Having significance due to fate, often serious or important.