fateful

fate·ful/ˈfeɪt.fəl/
fatedestiny-fulfull of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more fatefulsuperlative (عالی): most fateful

صفت — سرنوشت‌ساز

سرنوشت‌سازبسیار مهم

دارای اهمیت بسیار زیاد و معمولاً پیامدهای منفی.

Having extreme and usually negative importance or consequences.

«آن تصمیم سرنوشت‌ساز بود.»

That was a fateful decision.

«در شب سرنوشت‌ساز با هم ملاقات کردند.»

They met on a fateful night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
momentousبسیار مهم

رسمی. بر اهمیت تاکید دارد، مشابه اما کمتر منفی.

Formal. Emphasizes importance, similar but less negative connotation.

criticalحیاتی

رایج. به اهمیت حیاتی اشاره دارد و در بسیاری از زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Refers to crucial importance, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000