knobby

knob·by/ˈnɒbi/
knoba rounded lump or protuberance-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): knobbiersuperlative (عالی): knobbiest

صفت — پرتگاهدار

پرتگاهدارپولک‌دار

دارای چندین برآمدگی یا غده گرد.

Having many knobs or rounded lumps.

«سطح پولک‌دار راه رفتن را سخت می‌کرد.»

The knobby surface made it hard to walk.

«شاخه‌های درخت پولک‌دار به نظر عجیب می‌رسیدند.»

Knobby tree branches looked unusual.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bumpyناهموار

رایج. به سطوح ناهموار اشاره دارد و گاهی جایگزین knobby می‌شود.

Common. Refers generally to uneven surfaces, often interchangeable with knobby for textures.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000