knows

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/noʊz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): knewpast participle (مفعولی): known-ing (حال): knowing3rd (سوم): knows

فعل — می‌داند

می‌داندآگاه است

اطلاعات، درک یا مهارتی را در نتیجه تجربه یا آموزش داشتن.

To have information, understanding, or skill as a result of experience or education.

«او پاسخ را می‌داند.»

She knows the answer.

«او شنا کردن بلد است.»

He knows how to swim.

تفاوت با واژه‌های مشابه
understandsمی‌فهمد. روزمره. به معنای درک مفهوم یا توضیح است. مثلاً:
2verb (فعل)commonpast (گذشته): knewpast participle (مفعولی): known-ing (حال): knowing3rd (سوم): knows

فعل — می‌شناسد

می‌شناسدآشناست

از طریق تجربه با یک شخص، مکان یا چیز آشنا بودن.

To be familiar or acquainted with a person, place, or thing through experience.

«او برادرم را می‌شناسد.»

He knows my brother.

«او این شهر را خیلی خوب می‌شناسد.»

She knows this city very well.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000