در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با مفصل انگشتان دست ضربه زدن یا به آرامی کوبیدن.
To strike or rap with the knuckles.
«او اغلب وقتی غرق در فکر بود، به میز ضربه میزد.»
“He would often knuck the table when deep in thought.”
«کودک با شوخی به برادرش با مفصل انگشت ضربه زد.»
“The child knucked his brother playfully.”
روزمره. وقتی به یک ضربه سریع و سبک، معمولاً برای جلب توجه، اشاره دارد، با 'knuck' قابل تعویض است. 'او به در ضربه زد' کار میکند، 'او با مفصل انگشتانش به میز ضربه زد' کار میکند، اما 'knuck' مشخصتر برای مفاصل انگشتان است.
Everyday. Interchangeable with 'knuck' when referring to a quick, light blow, often for attention. 'He rapped on the door' works, 'He rapped his knuckles on the table' works, but 'knuck' is more specific to the knuckles.
روزمره. برای یک تماس یا صدای بسیار سبک و ملایم، معمولاً با انگشتان یا مفاصل انگشتان، با 'knuck' قابل تعویض است. 'او به شانه او زد' کار میکند، 'او با مفصل انگشتانش به میز زد' کار میکند، اما 'knuck' یک ضربه کمی قاطعتر را نشان میدهد.
Everyday. Interchangeable with 'knuck' for a very light, gentle touch or sound, usually with the fingers or knuckles. 'She tapped him on the shoulder' works, 'He tapped his knuckles on the desk' works, but 'knuck' implies a slightly more definite strike.