kookier

koo·ki·er/ˈkuː.ki.ər/
kookycrazy or eccentric-ercomparative suffix
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): kookiersuperlative (عالی): kookiest

صفت — عجیب‌تر

عجیب‌ترغیرمعمولی‌تر

غیرمعمولی‌تر یا عجیب‌تر نسبت به حالت عادی.

More eccentric or strange than usual.

«او امروز حتی عجیب‌تر از دیروز به نظر می‌رسید.»

He looked even kookier than yesterday.

«مهمانی هرچه بیشتر پیش می‌رفت عجیب‌تر می‌شد.»

The party became kookier as the night went on.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weirderعجیب‌تر

روزمره. معنای مشابه ولی 'kookier' حالتی بازیگوشانه دارد، 'weirder' ممکن است منفی‌تر باشد.

Everyday. Similar meaning but 'kookier' implies playful eccentricity, 'weirder' can be more negative.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000