adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): kookiersuperlative (عالی): kookiest
صفت — عجیب
عجیبدیوانهوار
عجیب و غریب یا کمی دیوانهوار به شکل بازیگوشانه.
Strange, eccentric, or slightly crazy in a playful way.
«او طنزی عجیب و غریب دارد.»
“He has a kooky sense of humor.”
«آن فیلم خیلی عجیب بود اما سرگرمکننده.»
“That movie was pretty kooky but fun.”
تفاوت با واژههای مشابه
quirky— نامعمول
غیررسمی. به معنی غیرمعمول ولی جذاب یا جالب، مشابه اما کمتر منفی از 'کوفی' است.
Informal. Means unusual in a charming or interesting way, similar but less negative than 'kooky'.