در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عجیب و غریب یا کمی دیوانهوار به شکل بازیگوشانه.
Strange, eccentric, or slightly crazy in a playful way.
«او طنزی عجیب و غریب دارد.»
“He has a kooky sense of humor.”
«آن فیلم خیلی عجیب بود اما سرگرمکننده.»
“That movie was pretty kooky but fun.”
غیررسمی. به معنی غیرمعمول ولی جذاب یا جالب، مشابه اما کمتر منفی از 'کوفی' است.
Informal. Means unusual in a charming or interesting way, similar but less negative than 'kooky'.