kowtow

kow·tow/ˈkaʊˌtaʊ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): kowtowedpast participle (مفعولی): kowtowed-ing (حال): kowtowing3rd (سوم): kowtows

فعل — خضوع کردن

خضوع کردنتعظیم کردن

اظهار احترام یا تسلیم بیش از حد، معمولاً با زانو زدن و تعظیم کردن.

To show excessive respect or submission, often by kneeling and bowing.

«او از تسلیم شدن به خواسته‌هایشان خودداری کرد.»

He refused to kowtow to their demands.

«دیپلمات به دلیل خضوع در برابر قدرت خارجی مورد انتقاد قرار گرفت.»

The diplomat was criticized for kowtowing to the foreign power.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bowتعظیم کردن

رایج. اصطلاح کلی برای خم شدن به عنوان نشانه احترام.

Common. General term for bending as a sign of respect.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000