labeled

la·beled/ˈleɪbəld/
labela piece of information attached to something-edpast tense or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — برچسب‌زده

برچسب‌زدهنشانه‌دار

دارای برچسب یا نشانی برای شناسایی

Having a label attached describing or identifying something

«جعبه‌های برچسب‌خورده به‌راحتی پیدا شدند.»

The labeled boxes were easy to find.

«مطمئن شو که پرونده‌های برچسب‌خورده مرتب هستند.»

Make sure the labeled files are organized.

تفاوت با واژه‌های مشابه
taggedنشانه‌گذاری شده

رایج. وقتی درباره اجناسی که برچسب دارند استفاده می‌شود، جایگزین labeled است، مثل «لباس‌های نشانه‌گذاری شده».

Common. Interchangeable with 'labeled' when referring to items marked by tags, e.g., 'tagged clothes'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000